تهران- ایرنا- تحلیلگر مسائل ترکیه با اشاره به اینکه ترکیه در مقاطع مختلف تلاش کرده با ایران همراهی کند؛ گفت: آنکارا در پی آن است نشان دهد سیاستی مستقل در حوزه دیپلماسی منطقهای و سیاست جهانی دنبال میکند؛ سیاستی که نه صرفاً همسو با آمریکا، روسیه یا اروپا باشد، بلکه در پی ارائه یک راه میانه است که از طریق آن، وزن آنکارا در عرصه دیپلماسی منطقهای و رویکرد این کشور به نمایش گذاشته شود.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، در میانه تب فراگیر تنش نظامی در غرب آسیا و حضور ناوگان دریایی و نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا به منظور آغاز درگیری با ایران، ترکیه از جمله کشورهایی بوده که با رایزنیهای گسترده، آشکار و احتمالا اثربخش، تلاش کرده است تا آتش جنگ در منطقه را پیش از شعله کشیدن خاموش کند. «رجب طیب اردوغان» رئیسجمهور و «هاکان فیدان» وزیر امور خارجه ترکیه، این روزها از فعالترین مقامات منطقه محسوب میشوند که در تماسهای متعدد تلفنی با همتایان خود در ایران و آمریکا در تلاش هستند که تا شرایطی را برای آغاز مسیر دیپلماتیک ایجاد کنند. وزیر امور خارجه ترکیه در گفتوگوهای روزهای اخیر خود برای رسیدن به این مسیر ایدههایی را هم مطرح کرده که مهمترین هدف آن حل گامبه گام پروندههای چالشبرانگیز میان ایران و آمریکاست.
از دیدگاه آنکارا این مسیر با ایده طرح شده میتواند از پرونده هستهای آغاز شود. مجموع آنچه در ساعتهای گذشته شاهد آن بودیم، حکایت از قوت گرفتن گمانههای مذاکرهمحور است. اینکه اما چرا آنکارا به عنوان یکی از مهمترین رقبای منطقهای تهران چنین تلاشی را آغاز کرده و مهمترین اهداف و انگیزههای این تلاشها چیست و آیا این تلاشها میتواند روند تحولات را تغییر دهد یا نه، موضوعی است که نیازمند تامل و بررسی بیشتری است تا چشمانداز روشنتری از شرایط ارائه کند.
به منظور بررسی این پرسشها با «سیامک کاکایی» تحلیلگر روابط بینالملل و پژوهشگر حوزه ترکیه به گفتوگو پرداختیم.
تلاش آنکارا در میانجیگری با هدف افزایش وزن سیاسی در معادلات منطقهای و بینالمللی است
شاهد نقشآفرینی پررنگ ترکیه در روزهای اخیر و در پی افزایش تنشهای ایران و آمریکا هستیم؛ به عنوان سوال نخست ترکیه با چه اهداف و انگیزههایی درپی میانجیگری تهران و واشنگتن است؟
ترکیه اهداف کلان و راهبردی مشخصی در خصوص ارائه تصمیم برای میانجیگری میان ایران و آمریکا یا تلاش برای فروکش کردن تنشها میان دو کشور دارد. این اهداف را میتوان در چند بخش و در قالب یک سیاست چندوجهی ترکیه دستهبندی کرد. نخست، ترکیه اصولاً موافق جنگ یا بروز درگیری نظامی در کشورهای همسایه خود نیست؛ به این معنا که با مداخله خارجی و اقدام نظامی علیه کشورهای همجوار خود، از جمله ایران، مخالفت دارد.
در این زمینه، ترکیه پیشینهای نیز دارد. میتوان به سیاستی اشاره کرد که این کشور در سال ۲۰۰۳ در قبال جنگ آمریکا علیه عراق اتخاذ کرد؛ زمانی که ترکیه با تصمیم آمریکا برای مشارکت در جنگ و در واقع فراهم کردن امکان اقدام نظامی مخالفت کرد. اگرچه آن موضوع از نظر راهبردی با تنش کنونی میان آمریکا و ایران کاملاً قابل مقایسه نیست، اما از مقایسه این دو میتوان چنین نتیجه گرفت که ترکیه با بروز جنگ جدید در همسایگی خود، از جمله جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران، موافق نیست.
نکته دوم که جنبه راهبردی در سیاست خارجی ترکیه دارد، به تلاش این کشور برای افزایش وزن و جایگاه سیاسی خود در معادلات منطقهای و بینالمللی بازمیگردد. ترکیه پیش از این نیز در مواردی تمایل یا اقدام به میانجیگری در تنشهای منطقهای نشان داده است؛ از جمله تلاشهایی که در سال ۲۰۲۲ برای میانجیگری میان روسیه و اوکراین انجام داد. در آن مقطع، چند مرحله گفتوگو مطرح شد؛ نه گفتوگوهای سهجانبه رسمی میان اوکراین، ترکیه و روسیه، بلکه اعلام حمایت و استقبال ترکیه از روند میانجیگری میان روسیه و اوکراین. در آن زمان نیز آنکارا در پی آن بود که وزن دیپلماسی خود را به نمایش بگذارد. با وجود آنکه روسیه، اوکراین، اروپا و آمریکا استقبال جدی از این رویکرد اردوغان در زمینه میانجیگری و مذاکرات چندجانبه نشان ندادند اما ترکیه به سیاست اعلامی خود پایبند ماند.
در این دوره، در سطح سیاسی و امنیتی، یک رویکرد مهم در سیاست خارجی ترکیه بهطور برجستهتری نمایان شد و مورد تمرکز قرار گرفت و آن، نوعی موازنهسازی در سیاست خارجی میان قدرتها بود.
پس از آن، با توجه به نقشی که ترکیه برای خود به عنوان میانجی دنبال میکرد، در عمل سیاستی چندوجهی در ارتباط با جنگ اوکراین و روسیه اتخاذ شد؛ به گونهای که هم روابط و مناسبات خود با روسیه را حفظ کرد، هم مناسباتش با اوکراین را ادامه داد، هم در چارچوب سیاستهای اروپا حرکت کرد و هم در چارچوب سیاستهای آمریکا، از جمله در ارتباط با بستن تنگهها بر روی کشتیهای روسیه، عمل نمود.
در عین حال، در نقطه مقابل، با سیاستهای آمریکا و اروپا در زمینه اعمال تحریمهای گسترده علیه روسیه همراهی نکرد. از این مجموعه رفتارها میتوان نتیجه گرفت که ترکیه در پی آن است نشان دهد سیاستی مستقل در حوزه دیپلماسی منطقهای و سیاست جهانی خود دنبال میکند؛ سیاستی که نه صرفاً همسو با آمریکا، روسیه یا اروپا باشد، بلکه در پی ارائه یک راه میانه است که از طریق آن، وزن ترکیه در عرصه دیپلماسی منطقهای و رویکردی نوین نسبت به تنشهای منطقهای به نمایش گذاشته شود.
ترکیه سیاست موازنهساز خود را در سطوح مختلف به نمایش میگذارد
در کنار این مسائل به نظر میرسد نگرانی ترکیه از جنگ به تبعات آن از جمله افزایش مهاجرتها بازمیگردد.
شکلگیری یک وضعیت جنگی یا نظامی در همسایگی ترکیه، بهویژه در صورت تشدید تنش و اقدام احتمالی آمریکا علیه ایران، میتواند نگرانیهای ژئوپلیتیکی این کشور را افزایش دهد. این نگرانیها شامل پیامدهای اقتصادی ناشی از چنین تنشی، مسائل مرزی، موجهای احتمالی مهاجرت و موضوعاتی از این دست است. اگرچه این موارد در مقایسه با اهداف کلانتر، در سطح پایینتری قرار میگیرند، اما نباید نگرانیهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی ترکیه را نادیده گرفت. بخش دیگر این اهداف به تحولات پس از سال ۲۰۲۳ و شکلگیری دولت جدید آقای اردوغان بازمیگردد.
در این دوره، در سطح سیاسی و امنیتی، یک رویکرد مهم در سیاست خارجی ترکیه بهطور برجستهتری نمایان شد و مورد تمرکز قرار گرفت و آن، نوعی موازنهسازی در سیاست خارجی میان قدرتها بود. ترکیه تلاش کرده است در چارچوب این سیاست موازنهسازی، هم از فرصت بازیگری و چانهزنی میان قدرتهای بزرگ مانند آمریکا، اروپا و روسیه بهرهمند شود و هم این رویکرد متوازن را در لایههای میانی، بهویژه در عرصه منطقه خاورمیانه، به کار گیرد.
این رویکرد را میتوان در نوع روابط و مناسبات آنکارا با کشورهای حوزه خلیج فارس و بخش عربی حاشیه خلیج فارس، که مبتنی بر نگاه اقتصادی است، مشاهده کرد؛ همچنین در مناسباتی که با عراق دنبال میکند، نوع روابطی که با ایران دارد، تعاملاتش با کشورهای قفقاز و نیز شیوه تعامل با قدرتهای بزرگ در عرصه سیاست جهانی. ترکیه در مجموع تلاش کرده است این سیاست موازنهسازی را در سطوح مختلف به نمایش بگذارد.
آنکارا در مقاطع مختلف تلاش کرده است تا جانب ایران را بگیرد
روابط تاریخی دو کشور در قرنهای متمادی چه نقشی در افزایش تلاشهای آنکارا برای میانجیگری در تنشهای اخیر داشته است؟
از منظر تاریخی و در چارچوب مراودات دوجانبه، بهویژه در حوزههای اقتصادی و سایر همکاریهایی که میان ایران و ترکیه وجود داشته و آنکارا در دهههای مختلف تلاش کرده است تا جانب ایران را بگیرد و پیشتر نیز اقداماتی را در مسیر میانجیگری میان ایران و غرب در دستور کار قرار داده است؛ از جمله تلاشهایی که در حدود سالهای ۲۰۱۰ و در جریان مذاکرات هستهای ایران و غرب انجام داد و در عمل نقش میانجی را ایفا کرد و گفتوگوهایی در این چارچوب صورت گرفت.
بنابراین، این موضوع در مناسبات ترکیه با ایران بهعنوان یک راهبرد قابل توجه مطرح بوده است. در همین راستا، رفتوآمدهای سیاسی در سطوح بالا، سفر وزیر امور خارجه ایران به ترکیه و دیدارها با هاکان فیدان و رجب طیب اردوغان و پس از آن گفتوگوها و تماسهای تلفنی میان روسای جمهوری ایران و ترکیه و همچنین فعالتر شدن دیپلماسی رسانهای ترکیه در این زمینه، اهمیت ویژهای دارد. این تحرکات در واقع با هدف نشان دادن تلاش ترکیه برای جلوگیری از بروز جنگ و بهعنوان یک ابتکار در سیاست خارجی این کشور قابل تحلیل است.
نکته دیگر به اتخاذ سیاست میانجیگرانه ترکیه بازمیگردد؛ سیاستی که نهتنها در قبال تنشهای موجود میان ایران و آمریکا، بلکه در سطحی کلانتر و در ارتباط با تنشهای گستردهتر نیز دنبال شده است. این رویکرد را میتوان در دورههایی که میان روسیه و برخی کشورهای حوزه قفقاز، یا میان روسیه و اوکراین تنش وجود داشته، مشاهده کرد. ترکیه پیشتر نیز از یک سیاست تنشآمیز منطقهای به سمت سیاستی گفتوگومحور حرکت کرده است؛ سیاستی که هدف آن برجستهسازی نقش ترکیه بوده و میتوان از آن بهعنوان نمونهای از دیپلماسی فعال منطقهای یاد کرد؛ موضوعی که سابقه آن به چند دهه قبل بازمیگردد.
از این منظر، برای ترکیه و در چارچوب نگرش رجب طیب اردوغان، این پرسش مطرح است که آنکارا چگونه میتواند در مسیر جلوگیری از شکلگیری یا فراگیر شدن یک تنش یا بحران نقشآفرینی کند. حاصل این رویکرد نه صرفاً به دلیل جانبداری از ایران، بلکه در راستای تقویت سیاست خارجی و دیپلماسی ترکیه و استفاده از آن بهعنوان یک اهرم مهم در عرصه تعاملات بینالمللی است.
ترکیه تمایل دارد در روند گفتوگوهای احتمالی نقش پررنگتری ایفا کند
با توجه به مجموع واقعیات موجود آیا میتوان این میانجیگری را نتیجهبخش دانست به عبارت دیگر چه بسترهایی برای نتیجه دادن این روند باید وجود داشته باشد؟
باید اشاره کرد که با وجود رایزنیها با قدرتهای مختلف، تمایل ترکیه به میانجیگری و گرایش این کشور به موازنهسازی در سیاست خارجی، این بدان معنا نیست که ترکیه همسو با سیاستهای آمریکا و غرب نباشد. ملاحظات و عوامل دیگری نیز در نوع نگرش و جهتی که ترکیه میخواهد در ارتباط با برخی تنشهای منطقهای اتخاذ کند، دخالت دارد. میزان تمایل ترکیه به ایفای نقش میانجی تا حد زیادی روشن است اما میزان اثرگذاری دیپلماسی این کشور در فروکش کردن یا مهار تنشها به عوامل دیگری وابسته است؛ از جمله عوامل ژئوپلیتیکی، سیاسی، نظامی و امنیتی و همچنین نوع نگاه غرب و آمریکا به مسئله ایران. افزون بر این، ترکیه در این مسیر به دنبال آن است که در صورت موفقیت نسبی سیاستهای میانجیگرانهاش در این مرحله، در آینده بتواند در روند گفتوگوها، از جمله مذاکرات مرتبط با موضوع هستهای، تمایل خود را برای مشارکت یا ایفای نقش اعلام کند.
اردوغان از رویکرد شخصی خود با ترامپ بهره میگیرد تا از تشدید تنشها جلوگیری کند
بر اساس آنچه در رسانهها منتشر میشود؛ میان روسای جمهور ترکیه و آمریکا روابط نزدیکی وجود دارد، آیا این نزدیکی میتواند ترکیه را به بازیگر صلحساز منطقه تبدیل کند؟ اساسا وزن ترکیه را در این زمینه چقدر می دانید؟
نکته مهم در این زمینه به نوع گفتوگو و مراودات میان رجب طیب اردوغان و دونالد ترامپ بازمیگردد؛ موضوعی که در ادبیات سیاسی از آن بهعنوان تاثیر نقش رهبران سیاسی یاد میشود. در این چارچوب، نوعی تمایل و علاقهمندی به رایزنیها وجود داشته که همین مسئله بر بهبود روابط یا کاهش تنشها میان آمریکا و ترکیه تاثیر گذاشته است. از این رو، چنین به نظر میرسد که اردوغان تلاش دارد از این نوع نگرش و رویکرد شخصی در عرصه سیاستورزی بهره گیرد تا از تشدید تنشها جلوگیری کند. حاصل این رویکرد، از منظر ترکیه، به معنای تقویت و توانمندسازی دیپلماسی این کشور در سطح منطقهای و عرصه سیاست جهانی است؛ نقشی که ترکیه سالهاست در پی ایفای آن بهعنوان یک بازیگر منطقهای و حتی جهانی در تعامل با قدرتهای بزرگ بوده است.
میزان تمایل ترکیه به ایفای نقش میانجی تا حد زیادی روشن است اما میزان اثرگذاری دیپلماسی این کشور در فروکش کردن یا مهار تنشها به عوامل دیگری وابسته است
چنانکه در موضوع اوکراین نیز تا حدودی مشاهده شد، ترکیه توانسته است توجه هر چهار ضلع اصلی این بحران، یعنی آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه و اوکراین را به خود جلب کند و از این طریق نوعی قدرت مانور دیپلماتیک برای خود ایجاد نماید. در عین حال، ترکیه مناسبات و تعاملات همزمانی با طرفهای درگیر در تنشهایی از جنس تنش میان ایران و آمریکا دارد؛ بهگونهای که روابط آن با آمریکا مثبت و قابل قبول است و همزمان مناسبات خود با ایران را نیز حفظ کرده است.
این وضعیت را میتوان بهعنوان یک موقعیت دووجهی یا چندوجهی توصیف کرد که ترکیه میکوشد از آن بهرهبرداری کند. افزون بر این، تلاش برای استقلال عمل در سیاست خارجی، از سال ۲۰۱۴ بهعنوان یکی از محورهای اساسی سیاست خارجی ترکیه مورد توجه بوده است؛ چنانکه در تنشهای میان ترکیه و ناتو، یعنی اروپا و آمریکا، بر سر موضوع خرید سامانه اس-۴۰۰ از روسیه، این تنشها به سطح بالایی رسید، اما ترکیه تلاش کرد ضمن حفظ رابطه با ناتو، استقلال عمل خود در سیاست خارجی را نیز حفظ کند.
سیاست خارجی مستقل خود را به نمایش بگذارد. اگرچه دلخوریها و اختلافات میان ناتو و ترکیه بهطور کامل برطرف نشده است، اما بحران اوکراین تا حدودی به ترمیم این روابط کمک کرد. در عین حال، ترکیه در شرایط کنونی تلاش دارد خود را به عنوان یک قدرت مهم منطقهای معرفی کند و در مسیر جهانیسازی سیاست متوازن خود، از این رویکرد بهعنوان ابزاری در دیپلماسیاش بهره ببرد و آن را به نمایش بگذارد. در چنین فضای تنشآمیزی، به همین دلیل است که ترکیه بر مذاکره میان طرفهای درگیر تاکید دارد و گزینه مذاکره را بهجای راهحل نظامی و جنگ ترجیح میدهد.
آنکارا بر این باور تاکید دارد که جهان صرفاً متشکل از پنج قدرت بزرگ نیست
هاکان فیدان وزیر امور خارجه ترکیه پیشنهادی ارائه کرده مبنی بر اینکه پروندههای اختلافی میان ایران و آمریکا بهصورت گامبهگام و پروندهمحور حلوفصل شود؛ به این معنا که ابتدا مذاکرات هستهای پیش برود و سپس سایر موضوعات مورد اختلاف طرفین مورد بررسی قرار گیرد. این پیشنهاد را از منظر بینالمللی، منطقهای و از نگاه ایران تا چه اندازه مثبت و گرهگشا ارزیابی میکنید؟ اساساً آیا چنین مسیری میتواند به پیشرفت در روابط با آمریکا منجر شود؟
من این پیشنهاد را از منظر ترکیه بررسی میکنم. همانگونه که در خلال بحث اشاره شد، ترکیه از رهگذر نقشآفرینی در میانجیگری تنش موجود میان ایران و آمریکا، به دنبال آن است که در صورت پیشرفت این روند، در موضوعات دیگر نیز ورود کند. پیشنهاد پروندهمحور کردن اختلافات میان ایران و غرب دقیقاً در راستای همین هدف مطرح شده است؛ به این معنا که در آینده، چنین نقشی از سوی آمریکا و حتی ایران به ترکیه واگذار شود و این کشور بهعنوان میانجی در موضوعات هستهای، اختلافات سیاسی، مسائل اقتصادی و سایر حوزهها ایفای نقش کند. آنچه آقای فیدان تحت عنوان «پروندهپرونده کردن اختلافات» مطرح کردهاند، دقیقاً در چارچوب روشی است که ترکیه در سیاست میانجیگرانه و دیپلماسی خود دنبال میکند.
این رویکرد به معنای فعالسازی و برجستهسازی سیاست ترکیه در مدیریت بحرانهای منطقهای است. پیشبرد این نگرش برای ترکیه اهمیت زیادی دارد؛ به همین دلیل، مقامات ترکیه و رسانههای این کشور بهطور مستمر به موضوع ایران و آمریکا، نقش میانجیگرانه ترکیه و اظهارنظرهای مداوم مقامات ارشد در این زمینه میپردازند تا نشان دهند که آنکارا بهصورت فعال در مسیر دیپلماسی حرکت میکند. برای ترکیه، حاصل چنین رویکردی بسیار مهم است، زیرا به فعالتر شدن سیاست خارجی این کشور و برجستهسازی نقش آن در عرصه بینالمللی کمک میکند.
آنچه فیدان تحت عنوان «پروندهپرونده کردن اختلافات» مطرح کردهاند، دقیقاً در چارچوب روشی است که ترکیه در سیاست میانجیگرانه و دیپلماسی خود دنبال میکند.
اگر بخواهیم اندکی به گذشته بازگردیم، ترکیه سالها پیش نیز در پی آن بود که حتی بهعنوان یک کشور تاثیرگذار در شورای امنیت مطرح شود یا خود را بهعنوان نمایندهای از کشورهای اسلامی معرفی کند. این موضوع نه به معنای پذیرش رسمی ترکیه در شورای امنیت، بلکه بهعنوان بخشی از راهبرد سیاست خارجی این کشور قابل تحلیل است. ترکیه بر این باور تاکید دارد که جهان صرفاً متشکل از پنج قدرت بزرگ نیست؛ این گزاره بهصورت جدی در راهبرد سیاست خارجی ترکیه مطرح شده است. بر این اساس، اقدامات دیپلماتیک ترکیه و مجموع سیاستهایی که دنبال میکند، در صورتی که در مسیر مورد نظر آنکارا پیش برود، به افزایش وزن و جایگاه بینالمللی ترکیه منجر خواهد شد.
به نظر میرسد که آنکارا از تمامی ابزارهای موجود استفاده میکند؛ چه در سطح رهبری شخص رجب طیب اردوغان و چه در سطح وزیر امور خارجه، آقای هاکان فیدان، با توجه به ویژگیها و شخصیت سیاسی آنان. هدف این است که نقش ترکیه هرچه بیشتر نمایان شود و بتواند تاثیرگذاری خود را افزایش دهد. در نهایت، این فرایند کلی در راستای فعالسازی دیپلماسی ترکیه در سطح منطقهای و جهانی ارزیابی میشود.
